در بیست و پنج سال گذشته فهم ما از مفهوم تکتونیک جنبا بسیار کامل تر شده است. همین امر پژوهشگران را با سوال بسیار مهمی روبه رو کرده است و آن اینکه در کل، تکتونیک فعال پوسته در مناطق قاره ای چه تاثیری بر جوامع انسانی گذاشته و می گذارد. مروری بر آثار منتشره مبین دو دیدگاه غالب در تحلیل میان تکتونیک فعال با انسان و مدنیت ها است. گروهی همجواری سکونتگاه ها با گسل های لرزه زا را بهانه قرار داده و با تاکید بر فجایع رخ داده در طول تاریخ، تلاش در نشان دادن ویژگی های مرگبار این پدیده طبیعی دارند. گروه دوم به حضور توأم گسل ها و آب اشاره داشته و هم زمانی خطر حیات را در حواشی گسل های فعال یادآور شده، مجموعه عواملی مستقل از لرزه خیزی را مورد توجه قرار داده اند و تکتونیک را عاملی بسیار بااهمیت در سیر تکاملی نوع بشر و مدنیت ها دانسته و شکل گیری و قوام تمدن های کلان را ناشی از آن دانسته اند. این مقاله تلاش دارد تا با مرور بر مهم ترین آثار منتشره در این زمینه، به معرفی و تحلیل دیدگاه ها بپردازد. روش به کار رفته در این پژوهش کتابخانه ای و تحلیل محتوا بوده و نتایج به دست آمده حاکی از آن است که با در نظر گرفتن عامل زمان، می توان فهم بهتری از رویکرد دوم داشت. در این تحلیل ارتباط میان سطوح مختلف بوم شناختی با انواع حرکات تکتونیکی مورد توجه قرار گرفته و همخوانی جالبی میان ساختار سلسله مراتبی کمربندهای چین خورده با ساختار تمدن های کلان در چهار سطح، مدنظر قرار گرفته است. بر این اساس کوچک ترین اجتماعات انسانی در مقیاس محلی، در حاشیه گسل های فعال شکل گرفته اند، در عین حال در مقیاسی کلان، تمدن های جهان باستان در حاشیه کمربند چین خورده و بسیار جنبا (آلپ هیمالیا) در بازه زمانی ده هزار ساله ظهور و افول کرده اند.